لجذ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لجذ. [ ل َ ] (ع مص ) خوردن . ◄ نخستین چریدن . ◄ به کرانه ٔ زبان و به لب گیاه خوردن ستور. ◄ اندک گرفتن و بسیار خواستن چیزی را بعد از آنکه یکبار داده باشند یقال و لجذنی فلان بعد ما اعطیته مرة. ◄ لیسیدن سگ خنور را. ◄ برانگیختن . (منتهی الارب ).