لخف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لخف . [ ل َ ] (ع اِ) مِسکه ٔ تُنک . (منتهی الارب ).
لخف . [ ل َ ] (ع مص ) فراخ کردن داغ و نشان آن را. ◄ زدن سخت . (منتهی الارب ). ضرب شدید. (زوزنی ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لخف . [ ل َ ] (ع اِ) مِسکه ٔ تُنک . (منتهی الارب ).
لخف . [ ل َ ] (ع مص ) فراخ کردن داغ و نشان آن را. ◄ زدن سخت . (منتهی الارب ). ضرب شدید. (زوزنی ).