واژه جو

لعبتک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لعبتک . [ ل ُ ب َ ت َ ] (اِ مصغر) مصغر لعبت . لعبت خرد : رزبان گفت که این لعبتکان بی گنهند هیچ شک نیست که آبِست ز خورشید و مهند. منوچهری .

معنی لعبتک | واژه جو