واژه جو

لقب نهادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

لقب نهادن . [ ل َ ق َ ن ِ / ن َدَ ] (مص مرکب ) لقس . (تاج المصادر). لقب دادن . نَبْز. تنبیز. (منتهی الارب ). لقب کردن . لبز : بنده را نام خویشتن نبود هرچه ما را لقب نهند آنیم . سعدی (خواتیم ). لقس ؛ مردم را لقب نهنده . (منتهی الارب ).

معنی لقب نهادن | واژه جو