لمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لمة. [ ل َم ْ م َ ] (ع اِ) دیوانگی . یقال : اصابته من الجن لمة. هو المس او القلیل منه . ◄ چیزی اندک . ◄ سختی روزگار. (منتهی الارب ). سختی زمانه . (منتخب اللغات ). یقال : اعیذه من حادثات اللمة، فیقال هی الدهر و الشدة و انشد الفراء : عَل ّ صروف الدهر او دولاتها یدلننا اللمة من لماتها. (منتهی الارب ).
لمة. [ ل ُ م َ ](ع اِ) یاران . ◄ گروه از سه تا ده . (منتهی الارب ). گروهی از زنان . (مهذب الاسماء). ◄ همزاد مرد. (منتهی الارب ). همزاد. (دهار) (مهذب الاسماء). ◄ هم شکل و مانند. (منتهی الارب ). مانند. (دهار). ◄ پیشوا. (منتهی الارب ).
لمة. [ ل ِم ْ م َ ] (ع اِ) موی پیچه . (منتهی الارب ). موی تا زیرنرمه ٔ گوش فروآویخته . ج، لمم، لمام . الشعر الذی یجاوز الاذن فاذا بلغت المنکبین فهی جمة. (بحر الجواهر) (منتهی الارب ). موی تا دوش . موی تا به دوش رسیده . (مهذب الاسماء). موی که از بناگوش گذشته باشد. (غیاث ): لمة مشیطة؛ [ موی ] شانه کرده . ◄ آنچه پراکنده شود از سر میخ فروکوفته به سنگ . (منتهی الارب ).