لمس شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. شُ دَ) (مص ل.) بی حس و حرکت شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. شُ دَ) (مص ل.) بی حس و حرکت شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لمس شدن . [ ل َ ش ُ دَ] (مص مرکب ) فالج گونه شدن . بی حس و بی حرکت ارادی گشتن اندامی . لَس شدن . بی حس و حرکت شدن عضوی : دستم لمس شده است ؛ حرکت نمیکند.