لهیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لهیم . [ ل ُ هََ ] (ع اِ) سختی و بلا. ◄ مرگ . ◄ تب . اُم ّ اللهیم مثله فی الکل ّ. ◄ دیگ فراخ . (منتهی الارب ).
لهیم . [ ل ِ ی َ / ل ُ ی ِ ] (ع ص ) مرد سخت پیشی گیرنده . ◄ اسب سابق نیکو و نجیب . لِهمیم . (منتهی الارب ).
لهیم . [ ل ُ هََ ] (اِخ ) بطنی است از ارض به جزیره ای در مغرب تکریت . و آن آبی است نمربن قاسط را. (از معجم البلدان ).