لواقح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لواقح . [ ل َ ق ِ ] (ع ص، اِ) ج ِ لاقح، ناقه ٔ آبستن شده . آبستنان . (منتخب اللغات ). و نیز بادها که درخت و ابر را باردار گرداند. ◄ جنگ . ◄ ریاح لواقح ؛ بادهایی که درختان را آبستن کند. (ترجمان القرآن جرجانی ). بادهای آبستن کننده . آبستن کنندگان . (منتخب اللغات ) : شجره ٔ مشاجرت هر دو برادر به لواقح کوافح (؟) بارور شد. (ترجمه ٔتاریخ یمینی ٣٢٥). و روی زمین خلعت ملون بهار پوشید... و بادهای لواقح وزیدن گرفت . (جهانگشای جوینی ).