لواق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لواق . [ ل َ ] (ع اِ) چیزی اندک . (منتخب اللغات ). یقال : ماذقت لواقا؛ یعنی نچشیدم چیزی را. (منتهی الارب ). لماظ. لماق . لماک . و رجوع به سه کلمه ٔ اخیر شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لواق . [ ل َ ] (ع اِ) چیزی اندک . (منتخب اللغات ). یقال : ماذقت لواقا؛ یعنی نچشیدم چیزی را. (منتهی الارب ). لماظ. لماق . لماک . و رجوع به سه کلمه ٔ اخیر شود.