لوح دیوان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لوح دیوان . [ ل َ / لُوح ِ دی ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) لوحچه که بر سر دیوان ها از طلا یا از رنگ سازند. (آنندراج ) : بس که دارد طبع ارباب سخن افسردگی میدهد هر لوح دیوان یاد از لوح مزار. شفیع اثر.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لوح دیوان . [ ل َ / لُوح ِ دی ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) لوحچه که بر سر دیوان ها از طلا یا از رنگ سازند. (آنندراج ) : بس که دارد طبع ارباب سخن افسردگی میدهد هر لوح دیوان یاد از لوح مزار. شفیع اثر.