لوح روی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لوح روی . [ ل َ / لُو ] (ص مرکب ) دارای رخساری چون لوح : تیزچشم، آهن جگر، فولاددل، کیمخت لب سیم دندان، چاه بینی، ناوه کام و لوح روی . منوچهری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لوح روی . [ ل َ / لُو ] (ص مرکب ) دارای رخساری چون لوح : تیزچشم، آهن جگر، فولاددل، کیمخت لب سیم دندان، چاه بینی، ناوه کام و لوح روی . منوچهری .