لک و لک کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(لِ کُ لِ. کَ دَ) (مص ل.) (عا.)<BR>۱- کاری را آهسته و به تأنی انجام دادن.<BR>۲- با رنج و تهیدستی عمر گذرانیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(لِ کُ لِ. کَ دَ) (مص ل.) (عا.) ۱- کاری را آهسته و به تأنی انجام دادن. ۲- با رنج و تهیدستی عمر گذرانیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لک و لک کردن . [ ل ِک ْ ک ُ ل ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) با رنج و بی پولی و بی اسبابی گذرانیدن . با مایه ٔ کم یا اسبابی نارسا کاری ورزیدن یا عمر گذاشتن . با مبلغی ناچیز امرار معاش کردن : باهمین مواجب کم لک و لکی می کنم تا ببینم چه میشود.