لک شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. شُ دَ) (مص ل.) (عا.) رنگ نقطهای از پارچه یا جامه به سببی به رنگ دیگر درآمدن، لکه دار شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. شُ دَ) (مص ل.) (عا.) رنگ نقطهای از پارچه یا جامه به سببی به رنگ دیگر درآمدن، لکه دار شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لک شدن . [ ل َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) لک شدن جامه ؛ رنگ نقطه ای از آن بگردیدن . بر اثر آلودگی به چیزی یا براثر ریزش شیئی مایع نقطه ٔ مخالف رنگ اصلی بر آن پیدا شدن . قطره ٔ مایع رنگین یا روغن بر آن افتادن و رنگ محل افتاده را تغییر دادن .