لک لر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
لک لر. [ ل َ ل َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان آتش بیک بخش سراسکند شهرستان تبریز، واقع در سی هزارگزی جنوب باختری سراسکند و پنج هزارگزی خط آهن میانه به مراغه . کوهستانی، معتدل و دارای ٢٠٣ تن سکنه . آب آن از چشمه و رود. محصول آنجا غلات و حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).
لکلر. [ ل َ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه، واقع در ٣٦هزارگزی جنوب باختری مراغه و پنج هزارگزی باختر شوسه ٔ مراغه به میاندوآب . جلگه، معتدل مالاریایی و دارای ١٢٦٧ تن سکنه . شغل اهالی زراعت، صنایع دستی گلیم بافی و آب آن از رودخانه ٔ مردی، قنات و چاه . محصول آنجا غلات، پنبه، چغندر، کشمش و بادام و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).