مادرآورد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مادرآورد. [ دَ وَ ] (ن مف مرکب ) مادرآورده . به ارث رسیده از مادر. موروثی . مادرزاد. آنچه که از مادر رسیده باشد. ذاتی : مرا هست این نکوئی مادرآورد مرا دایه به مهر و ناز پرورد. (ویس و رامین ). دشمن ز نحوس مادرآورد آغاز مخالفت برآورد. (تحفةالعراقین ). بروزگار هوای تو کم شود، نی نی هوای تو عرضی نیست مادرآورد است . خاقانی . وفا خصلت مادرآورد توست مگرد از سرشتی که بود از نخست . نظامی . فغان من از دست جور تو نیست که از طالع مادرآورد من . سعدی .