مافات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مافات . (ع اِ مرکب ) آنچه فوت شده . (آنندراج ) (غیاث ). کلمه ٔ فعل مأخوذ از تازی، آنچه گذشته است . (ناظم الاطباء). - تدارک مافات . رجوع به ترکیب بعدشود. - تلافی مافات ؛ تدارک مافات . جبران آنچه فوت شده . دریافتن آنچه گذشته : و همت را بر طریقی موصل به تدارک و تلافی مافات مصروف داشتی . (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ). - جبران مافات ؛ تلافی مافات . و رجوع به ترکیب های قبل شود.