مافنگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مافنگی . [ ف َ ] (ص ) آنکه زود مریض شود. آنکه بر او از سرمای کم، زکام افتد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ بنایی مافنگی، بنایی که مصالح محکم ندارد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مافنگی . [ ف َ ] (ص ) آنکه زود مریض شود. آنکه بر او از سرمای کم، زکام افتد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ بنایی مافنگی، بنایی که مصالح محکم ندارد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).