مالدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مالدار. (نف مرکب ) صاحب مال و دولتمند. (آنندراج ). غنی و پولدار و متمول و مالک و صاحب مال . (ناظم الاطباء). مال دارنده . دارای مال . ثروتمند. غنی . توانگر. دارا. صاحب ثروت . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : یکی مایه ور مالدار ایدر است که گنجش ز گنج تو افزون تر است . فردوسی . مالداران توانگر کیسه ٔ درویش دل در جفا درویش را از غم توانگر کرده اند. سنائی . من مفلسم و تو مالداری من خالیم و تو خالداری . نظامی . مالداری را شنیدم که به بخل اندر چنان مشهور بود که حاتم طائی در کرم . (گلستان چ قریب ص ١٠٩). ◄ مالک ستور و حشم . صاحب مواشی . آنکه گاو و گوسفند و خر و استر و امثال آن دارد. صاحب چارپایان . آنکه رمه و گله و ایلخی دارد برای فروش یا اجاره یا فایده های دیگر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ خرکچی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مترادف و متضاد واژهدان
مالدار، توانگر، ثروتمند، دولتمند، محتشم، صاحبمکنت، غنی، متمول دوابدار، گلهدار (متضاد: فقیر، مستمند، نیازمند)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی