مالداری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مالداری . (حامص مرکب ) دولت و ثروت و غنا. (ناظم الاطباء). ثروتمندی . توانگری : سلطان عرب به کامکاری قارون عجم به مالداری . نظامی . ◄ داشتن استر و خر و مانند آن بیشتر برای کرایه دادن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). دارای چارپایان بودن . ◄ تربیت گاو و گوسفند و اسب : شغل اهالی کشاورزی و مالداری است . (فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی