مانده/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دِ) (ص مف.) ۱- پابرجا، باقی. ۲- زیاد آمده. ۳- خسته، ناتوان.مترادفها و واژههای مرتبطالباقی، باقی، باقیمانده، بقیه، تتمهتفاوتدنبالهواژه قبلی: ماندنیواژه بعدی: مانده علی