ماندنی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ) (ص لیا.) ۱- کسی که زنده خواهد ماند. ۲- قابل دوام. ۳- مقیم، ماندگار.مترادفها و واژههای مرتبطپایدار، جاوید، مانابادوام، دیرپافراموشنشدنی، بهیادماندنیواژه قبلی: ماندنواژه بعدی: مانده