ماهیار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماهیار. [ ماه ْ ] (اِخ ) نام گوهرفروشی معاصر با بهرام گور. (از فهرست ولف ) : چو در پیش او مست شد ماهیار چنین گفت با میزبان شهریار. فردوسی .
ماهیار. [ ماه ْ ] (اِخ ) نام پیری معروف در دربار بهرام گور. (از فهرست ولف ) : یکی پیر بدنام او ماهیار شده سال او بر صد و شصت و چار. فردوسی .
ماهیار. [ ماه ْ ] (اِخ ) موضعی است نزدیک قمشه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).