ماچیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماچیدن . [ دَ ](مص ) بوسه زدن . (ناظم الاطباء). بوسیدن : فوقیا! می ماچمت لبها که غیر از تو اگر در مزخرف نشاءة صاف حقیقت داده اند. فوقی (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ماچیدن . [ دَ ](مص ) بوسه زدن . (ناظم الاطباء). بوسیدن : فوقیا! می ماچمت لبها که غیر از تو اگر در مزخرف نشاءة صاف حقیقت داده اند. فوقی (از آنندراج ).