مباحتة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مباحتة. [ م ُ ح َ ت َ ] (ع مص ) خوردن آب بی آمیغ چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ مخالصه . (تاج المصادر بیهقی ). دوستی ساده و بی آمیغ کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ دشمنی پیدا کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ باحت دابته بالضریع؛ ستور خود راضریع تنها خورانیدن و مانند آن . (منتهی الارب ). خورانیدن ستور خود را ضریع و مانند آن . (ناظم الاطباء).