مباحث
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مباحث . [ م َ ح ِ ] (ع اِ) ج ِ مَبحَث و فارسیان بمعنی بحث استعمال کنند. (آنندراج ). ج ِ مبحث . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) : مباحثی که در آن حلقه ٔ جنون میرفت ورای مدرسه و قیل و قال مسئله بود. حافظ (از آنندراج ). ◄ مباحث البقر؛ زمین بی آب و گیاه یا جای غیرمعلوم . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). یقال : ترکته مباحث البقر؛ای بحیث لایدری این هو. (منتهی الارب )؛ یعنی گذاشتم او را در جائی که نمیداند کجاست . (ناظم الاطباء). و رجوع به مبحث شود.
مباحث . [ م ُ ح ِ ] (ع ص ) بحث کننده . (ناظم الاطباء). بحث کننده . ج، مباحثین .