مبادله
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مبادلة. [ م ُ دَ ل َ ] (ع مص ) معاوضه کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). با یکدیگر بدل کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). بادله ُ مبادلةو بدالاً؛ داد آن را مثل آنچه از وی گرفته بود و بادلته مبادلة؛ گرفتم آن را به جای وی . (ناظم الاطباء). - مبادلة الرأسین ؛ نزد بعضی بلغاء آن است که دو لفظ متجانس در کلام آرند که در اول حروف مختلف باشند. چون سلام و کلام و سلامت و ملامت و این از مخترعات ... امیرخسرو دهلوی است . (کشاف اصطلاحات الفنون، ج ١ ص ١٤٦).
مبادله . [ م ُ دَ / دِ ل َ / ل ِ ] (از ع، اِمص ) معاوضه . (ناظم الاطباء). مقابضه . معاوضه . قبض . مقابله . تاخت زدن . پایاپای . تهاتر. سودا. مغایره . غیار. تاخت . بدل کردن چیزی به دیگری . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). چیزی را با چیز دیگری بدل کردن . شیئی را بجای چیز دیگری گرفتن معاوضه . ج، مبادلات . ◄ (اصطلاح بانکی ) تبدیل وجه کشوری با وجه رایج کشور دیگر، ج، مبادلات . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به مبادلة شود.