متبطن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متبطن . [ م ُ ت َ ب َطْ طِ ] (ع ص ) ستور گردنده در چراگاه . (آنندراج ). ستور چراکننده . ◄ درون و اندرون و درونی . (ناظم الاطباء). ◄ آن که کسی را در زیر خود می گیرد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). ◄ آن که رخنه می کند در میانه ٔ هر چیزی . (ناظم الاطباء) ◄ آن که دریافت می کند حقیقت هر کاری را. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). ◄ آن که سیر می کند در اطراف باغ . (ناظم الاطباء). و رجوع به تبطن شود.