متلاشی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانگسیخته، فروریخته، فروپاشی، فرو پاشنده، ازهمپاشیدهمترادفها و واژههای مرتبطآشولاش، ازهمپاشیده، پاشیده، پراکنده، داغان، مضمحل، ولوتلاشگر، جستجوگرواژه قبلی: متقیواژه بعدی: متلاطم