متلاطم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانخروشان، توفانی، پرموج، برهم خوردهمترادفها و واژههای مرتبططوفانی، متموجآشفته، آشوبناک، ناآرامآشوبزده، بحرانزده، بحرانی، مغشوش ≠ آرام، امنواژه قبلی: متلاشیواژه بعدی: متلون