متمقق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متمقق . [ م ُ ت َ م َق ْ ق ِ ] (ع ص ) اندک اندک خورنده شراب را. (آنندراج ) (از منتهی الارب ). اندک اندک و جرعه جرعه نوشنده . (ناظم الاطباء). و رجوع به تمقق شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
متمقق . [ م ُ ت َ م َق ْ ق ِ ] (ع ص ) اندک اندک خورنده شراب را. (آنندراج ) (از منتهی الارب ). اندک اندک و جرعه جرعه نوشنده . (ناظم الاطباء). و رجوع به تمقق شود.