مثملة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مثملة. [ م ِ م َ ل َ ] (ع اِ) پشم پاره که بدان روغن بر مشک و شتر مالند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ آوندی که در آن ترف نهند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). سبدی از برگ خرما که در آن کشک و ترف می نهند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ خریطه ٔ شبان که بر دوش دارد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ گل ته چاه . (ناظم الاطباء). گلی که از ته چاه بیرون آورند. (از اقرب الموارد).
مثملة. [ م َ م َ ل َ ] (ع اِ) استادنگاه آب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ایستادنگاه آب . و چاه بزرگ و یا تالاب عمومی که از آن آب می کشند. (ناظم الاطباء). برکه ٔ آب . حوض آب . (از اقرب الموارد).