مث
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مث . [ م َ ] (اِ) شیره ٔ انگور و دوشاب و شیره ٔ خرما. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون ).
مث . [ م َث ث ] (ع مص ) تراویدن خیک . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). تراویدن روغن از خیک . (ناظم الاطباء). ◄ دست در چیزی مالیدن . (تاج المصادر بیهقی ). مالیدن دست یا مالیدن دست به مندیل یا گیاه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). مالیدن دست را به مندیل و یا گیاه . (ناظم الاطباء) (ازاقرب الموارد) . ◄ روغن مالیدن بر سبلت یا سبلت مالیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). روغن یا چربی مالیدن بر سبلت . (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ ریم و گوشت مرده ٔ زخم پاک کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). پاک کردن از زخم چرک و ریم را. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ پراکندن و منتشر ساختن حدیث . (از اقرب الموارد).
مث . [ ] (اِخ ) شهرکی است از تبت که به قدیم از چین بود. (حدودالعالم چ دانشگاه ص ٧٥).