مجاسرت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجاسرت . [ م ُ س َ رَ / م ُ س ِ رَ ] (از ع، مص ) جسارت ورزیدن . گردن کشی نمودن . دلیر شدن . گستاخی کردن : روزگار غیور بر کریمه ٔ بر و احسان به منافست برخاست و بر عقیله ٔ کرم و امتنان به مجاسرت بایستاد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ ١ تهران ص ٤٤٩).