مجرا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجرا. [ م ُ ] (ع ص ) مُجری ̍ روان کرده شده . (غیاث ) (آنندراج ). روان شده و اجراشده . (ناظم الاطباء). ورجوع به مجری شود. ◄ برآورده شده . (ناظم الاطباء). ◄ تسلیم شده . (ناظم الاطباء). ◄ (اِ) جای روان کردن . (غیاث ) (آنندراج ).
مجرا. [ م َ ] (ع اِ) مَجری ̍ جای روان شدن و جای جاری شدن . (غیاث ) (آنندراج ). محل جریان و محل روان شدن . (ناظم الاطباء). و رجوع به مجری شود. - باد مجرا ؛ در شاهد ذیل مجرای باد، و مراد از باد نفحه یا دمی است که از آستین مریم وارد شد و نطفه ٔ عیسی در رحم وی تکوین یافت : به مهد و راستین و حامل بکر به دست و آستین باد مجرا. خاقانی . - مجرای آب ؛ جایی که آب از آن عبور می کند. - مجرای بول ؛ راهی که کمیز از آن از آبدان بیرون می آید. (ناظم الاطباء). و رجوع به مجری شود. - مجرای ماء ؛ محل گذر آب . (ناظم الاطباء). - مجرای نهر ؛ بستر رودخانه . ◄ نار و ناودان . ◄ نهر و آبگذر. (ناظم الاطباء). راه آب : چندان برون رانده سپه کاتش گرفته فرق مه نه باد را بر خاک ره نه آب مجرا داشته . خاقانی . به تیشه روی خارا می خراشید چو بید از سنگ مجرا می تراشید. نظامی . ◄ معبر و راه . ◄ قنات و کاریز. ◄ هدف و نشانه . (ناظم الاطباء). - مجرا بستن ؛ نشانه گذاشتن برای توپ و جز آن . ◄ یک منزل و یک مرحله از سفر. ◄ مسافتی که کشتی در مدت بیست و چهار ساعت می پیماید. (ناظم الاطباء). ◄ به اصطلاح بعضی متأخرین هندوستان ملاقات امرا و سلام و تسلیمات را گویند. (غیاث ) (آنندراج ). ◄ نام حرکت رَوی . (غیاث ) (آنندراج ). و رجوع به مجری (اصطلاح قافیه ) شود.