مجزا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مُ جَ زّ) [ ع. ] (اِمف.) جدا شده، تجزیه شده.مترادفها و واژههای مرتبطجدا، جداگانه، سوا، علیحدهواژه قبلی: مجریهواژه بعدی: مجزوم