مجزوم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- ساکن شده. ۲- بریده شده. ۳- یقین کرده شده.واژه قبلی: مجزاواژه بعدی: مجس