مجلس آرا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجلس آرا. [ م َ ل ِ ] (نف مرکب ) مجلس آرای . مجلس آراینده . آن که با سخنان مطبوع حضار را خوش و سرگرم کند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). آن که مایه ٔ آرایش مجالس و محافل باشد. آن که وجودش مجلس را مزین سازد. زینت بخش مجلس : دریغ آن بر و کتف و بالای اوی دریغ آن رخ مجلس آرای اوی . فردوسی . در جهان تا مجلس و لشکر پدیدار آمده ست مجلس آرایی نیامد همچنو لشکرشکن . سوزنی . هم بر این ایوان نو برتخت خویش تاجدار و مجلس آرا دیده ام . خاقانی . به هر محفل که بنشستی تویی در چشم من زیرا که چون تو مجلس آرایی نمی بینم نمی بینم . خاقانی . فرشته رشک برد بر جمال مجلس من که التفات کند چون تو مجلس آرایی . سعدی . سرم ز دست بشد چشم از انتظار بسوخت در آرزوی سر و چشم مجلس آرایی . حافظ.
مترادف و متضاد واژهدان
مجلسافروز، بزمآرا، محفلآرا، مجلسفروز شمعجمع، رونقبخش
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی