مجلس فروزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجلس فروزی . [ م َ ل ِ ف ُ ] (حامص مرکب ) مجلس افروزی . روشن ساختن مجلس : به مجلس فروزی دلم خوش بود که چون شمع بر فرقم آتش بود. نظامی . و رجوع به مجلس فروز و مجلس افروزی شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مجلس فروزی . [ م َ ل ِ ف ُ ] (حامص مرکب ) مجلس افروزی . روشن ساختن مجلس : به مجلس فروزی دلم خوش بود که چون شمع بر فرقم آتش بود. نظامی . و رجوع به مجلس فروز و مجلس افروزی شود.