محتضن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محتضن . [ م ُ ت َ ض َ ] (ع اِ) کنار. (مبنیاً للمفعول ) (منتهی الارب ). کنار و آغوش . ◄ عاج . ◄ (ص ) نعت مفعولی از احتضان . ◄ در آغوش گرفته شده و در کنار گرفته شده . (ناظم الاطباء).
محتضن . [ م ُ ت َ ض ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از احتضان، دربرگیرنده ٔ کودک، یا دایگی کننده و پرورنده آن را. (آنندراج ). کسی که در آغوش میگیرد و در بغل میگیرد. ◄ از کار بازداشته شده . (ناظم الاطباء). ◄ بازدارنده کسی را از حاجت وی . (آنندراج ). آنکه از کار بازمیدارد. (ناظم الاطباء).