محسن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محسن . [ م ُ س ِ ] (اِخ ) ابن عبدالکریم بن علی بن محمد حسینی جبل عاملی نزیل دمشق شام ملقب به امین و مشهور به سید محسن عاملی . از بزرگان علمای امامیه، مردی متقی و محل اعتماد عرب و عجم بود. در حدود سال ١٢٨٢ هَ . ق . در دیه شقرا از قراء جبل عامل متولد شد. علوم مقدماتی را در محضر فضلای جبل عامل فراگرفت . در سال ١٣٠٨ هَ . ق . به نجف رفت و در مجلس درس آخوند خراسانی و شریعت اصفهانی، حاج آقا رضاهمدانی و شیخ محمد طه و دیگر بزرگان حاضر شد. در سال ١٣١٩ هَ . ق . به دمشق مهاجرت کرد و مرجع تقلید اغلب مردم آن نواحی گردید. دارای آثار بسیار و مفید است از جمله تألیفات او کتاب اعیان الشیعه [ در رجال شیعه ] است . (از الذریعه ج ٢) (ریحانة الادب ج ١ ص ١٨٥).
محسن . [ م ُ س ِ ] (اِخ ) ابن قاسم بن حسن بن علی بن ابراهیم بن علی بن کامه، ملقب به ابوسعد متوفی در ٥٢٧ هَ . ق . متولد در بیهق از فرزندان امیرعلی کامه از ارکان آل بویه است . (از تاریخ بیهق ص ١٣٣).
محسن . [ م ُ س ِ] (اِخ ) ابن محمد طاهر قزوینی معروف به ملامحسن، مؤلف کتاب «عوامل » بنابرقولی . اما مؤلف قصص العلماء درآخر شرح حال و مؤلفات ملامحسن فیض کاشانی نسبت تألیف عوامل را به محسن قزوینی رد میکند و آن را از تألیفات فیض کاشانی میداند. وی گوید او مؤلف شرح الفیه ٔ ابن مالک در چهار جلد به نام «زینةالمسالک » است وعوامل ملامحسن فیض را تاآخر عوامل سماعیه شرح کرده است . وی در اواسط قرن دوازدهم هجری وفات یافته است .