محشف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محشف . [ م ُ ح َش ْ ش ِ ] (ع ص ) که پلکهای چشم را بهم گذاشته از رخنه های مژگان به دقت مینگرد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
محشف . [ م ُ ش ِ ] (ع ص ) خرمابنی که خرمای پست بار آورد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ).