محلل
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(مُ حَ لِّ) [ ع. ] (اِفا.) ۱- حل کننده، تحلیل برنده. ۲- مردی که با زن سه طلاقه ازدواج میکند و او را طلاق میدهد تا آن زن بتواند دوباره با همسر پیشین خود ازدواج کند.
(مُ حَ لَّ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- تحلیل شده، تحلیل رفته. ۲- حلال گردانیده. ۳- هر آب که در آن شتران فرود آمده تیره و کدر ساخته باشند.