محمول افتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
محمول افتادن . [ م َ اُ دَ ] (مص مرکب ) برده شدن . حمل شدن . ◄ حمل شدن . تعبیر شدن : اگر وصف آن راویان چنانکه از دیده باز می گویند نوشته شود، البته بر مبالغه و اغراق محمول افتد. (ظفرنامه ٔ یزدی ج ٢ ص ٤٠٠).