مخدوش/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) خراشیده شده، خدشه دار شده.مترادفها و واژههای مرتبطخدشهدار، خراشیده، معیوب، دستخورده ≠ بیعیب، سالمواژه قبلی: مخدهواژه بعدی: مخدوم