مخدوم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) ۱- خدمت کرده شده. ۲- سرور، آقا، ارباب.مترادفها و واژههای مرتبطآقا، ارباب، خداوندگار، خواجه، سرور، فرمانروا، کارفرما ≠ خادمواژه قبلی: مخدوشواژه بعدی: مخذول