مخزوم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) سوراخ کرده، کسی که بینی اش سوراخ شده باشد.واژه قبلی: مخزنواژه بعدی: مخزون