مخزون/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(مَ) [ ع. ] (اِمف.) در خزانه نهاده شده، ذخیره کرده شدن.واژه قبلی: مخزومواژه بعدی: مخصب