مدفوع کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهداندستشویی رفتن، دست به آب رساندنواژه قبلی: مدفوعواژه بعدی: مدفون