مدفوع/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانگوه، گه، سرگین، دورشده، چمین، پیخالمترادفها و واژههای مرتبطبراز، پلیدی، سرگین، فضله، گه، نجاستواژه قبلی: مدفنواژه بعدی: مدفوع کردن