مدفوق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدفوق . [ م َ ] (ع ص ) آب ریخته شده . (ناظم الاطباء). نعت مفعولی است از دفق و دفوق . رجوع به دفق شود : فراموشت نکرد ایزد در آن حال که بودی نطفه ٔ مدفوق مدهوش . سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مدفوق . [ م َ ] (ع ص ) آب ریخته شده . (ناظم الاطباء). نعت مفعولی است از دفق و دفوق . رجوع به دفق شود : فراموشت نکرد ایزد در آن حال که بودی نطفه ٔ مدفوق مدهوش . سعدی .